دوست دارم بروم
دوست دارم بروم سر بـه سرم نگـذاریـد
گریــه ام را بـه حساب سفـرم نگذارید
دوست دارم که به پابـوسی باران بـروم
آسمـان گفتــه که پا روی پــرم نگذارید
این قــدَر آینــه هـا را به رخ مـن نکشــیـد
این قـدَر داغ جنـــون بر جگــرم نگـذارید
چشمی آبـی تر از آییــنـه گرفتـــارم کـرد
بس کنید این همه دل دور و برم نگذارید
آخرین حرف من این است : زمینی نشوید
فقـط از حال زمیـن ... بی خبـرم نگـذارید
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 0:27 توسط مونس رویاها
|
غرور هدیه شیطان است و دوست داشتن هدیه خداست